افغانستان کشوری مبتلا به سرطان فساد اداری



 

Kabul, Afghanistan  قبل از آنکه از بیماری محلک فساد اداری در افغانستان بگوییم،شاید لازم باشد تا جغرافیای وجودی(افغانستان ) این معضل را نیز به شکل مختصر بیان کنیم.

Money Changer cc/flickr Institute for Money, Technology and Financial Inclusion

افغانستان کشوری است با مساحتی حدوداً 652225 کیلومتر مربع در قلب آسیا که به عبارت دیگر در محدوده آسیای میانه قرار دارد و بیش از 3 دهه جنگ های متوالی را در تاریخ خود حفظ کرده است.

پس از سقوط حکومت افراطی طالبان که توسط نیروهای ائتلاف به رهبری ایالات متحده آمریکا صورت گرفت در تاریخ این کشور فصلی نو آغاز شد.

با روی کار آمدن حکومت نو ،بازسازی و توسعه در سطح عظیم آن با همکاری های سخاوتمندانه جهان کلید خورد.

اولین محرکه پیشرفت و توسعه که همانا موجودیت پول و یا نقدینگی است به دلیل کمک های بین الملی به یکباره در جغرافیای جنگ زده افغانستان سرازیر شد.

این محرکه که (در حجم زیاد و به شکل دلار) تا چندی پیش با عموم جامعه افغانستان بیگانه بود توانست به سرعت جای خوبی در ذهن و دل مردم و حکومت باز کرده و یک دگردیسی عظیم را شکل دهد.

دگردیسی که پس از آن در طول چندین سال جهان افغانستان را به عنوان یکی از سکان داران فساد اداری شناخت.

در حقیقت به این ترتیب میکروب و شاید هم ویروس فساد ، پنهان در پشت محرکه و یا اکسیری به نام پول در شالوده وجودی مردم و حکومت افغانستان نفوذ کرد.

هر چند که افزایش توان اقتصادی (موجودیت پول ) بایستی دلیلی بر توسعه و ترقی هر جامعه باشد اما موجود بودن مشکلاتی چون عدم اتخاذ تصمیم های (پروژه های توسعه ای -قوانین -فرمان ها -طرح ها -لوایح و ...) الزامی ،عقلانی، همه جانبه ، همه شمول و قرار گیری تصمیم ها در جهت منافع شخصی ،سمتی و گروهی به جای منافع ملی بستری را برای رشد همه جانبه این میکروب/ویروس آماده ساخت.

اما تنها این گزینه ها نبود که بستری را برای نمو این بیماری آماده کرد بلکه با اندکی تامل می توان به مواردی چون ناکار آمدی سیستم مالی و اداری نهادهای حکومتی ،ظهور یکباره نظام بروکراتیک (کاغذ بازی اداری) ،سوء استفاده کارمندان حکومت از آشفتگی اداری موجود،نبود سیستم مکافات و مجازات ،پنهان کاری و عدم شفافیت و پاسخگویی درست و به موقع به رسانه ها و حقوق و دستمزدهای پایین در مشاغل دولتی نیز اشاره داشت.

ویروس/میکروب فساد حتی بنیادی ترین سلول های حکومت را نیز تحت الشعاع قرار داده تا آنجا که وزارتخانه ها نیز گاها آلوده شدند.

و اینگونه شد که فساد سیستماتیک رونما شد : مکاتب (مدارس) خیالی همراه با معلمین ،مدیران و ...خیالی شکل گرفت و برای این معلمان، مدیران و ... واهی از طرف حکومت فساد زده ماهانه حقوق در نظر گرفته می شد و یا حتی سربازان خیالی در صحنه هایی از نبرد پوشالی با بودجه ای مشخص و حقیقی در حال نبردی دروغین با دشمنی خیالی بودند.

هر چند که برخی از تحقیقات و آمارهای ارائه شده توسط سازمان ها و نهادهای بین الملی ی چون سازمان شفافیت بین الملی و سیگار را حکومت افغانستان نمی پذیرد اما به طور قطع از این حقیقت نمی توان چشم پوشی کرد که ویروس/میکروب فساد در افغانستان حالا پس از گذشت نزدیک به 15 سال به یک غده سرطانی مبدل شده که به شکل سیستماتیک تمام بافت های حکومتی را آلوده کرده و دیگر تقریبا جایی از این پیکره را نمی توان عاری از میکروب/ویروس دانست.

چرا که بر اساس آخرین گزارش سازمان شفافیت بین الملی، افغانستان در سال 2016 با کسب 11 امتیاز از 100 امتیاز در رتبه 166 قرار گرفته و پس از سومالی و کره شمالی از نظر فساد اداری در جایگاه سوم قرا گرفته است.

همچنین در گزارشی که سال قبل این سازمان منتشر کرده بود افغانستان یکی از هرم های فساد اداری شناخته شد .

چرا که بر اساس رتبه طبقه بندی شده جهانی که 174 بود افغانستان با شاخص 12 در رده 172 قرار داشت و بسیاری گزارش های دیگر که همگی حکایت از موجودیت فساد سیستماتیک دارد .

از جایگاه شهروندان نیز به عنوان سازندگان حکومت ، در قبال رشد فساد اداری نمی توان غافل شد. چرا که در حقیقت شهروندان هستند که یک قسمت از این ارتباط دوسویه آلوده به میکروب/ویروس فساد هستند.

اما با توجه به آنچه که به آن نگاهی گذرا داشتیم(دگردیسی عمومی مردم و حکومت) آیا جامعه جهانی قبل از آنکه برای تخریب لانه های تروریستی و افراطیت وارد عمل شود و سپس دست به اقدامی در راستای ایجاد یک حکومت دموکراتیک در فضایی افراط گونه و جنگ زده و توسعه و انکشاف حکومت و مردم این جامعه بزند آیا نگاهی عمیق ،جامعه شناختی و انسان شناسانه در قبال افغانستان نداشته است؟

هر چند به صورت قطع نمی توان پاسخ داد اما اگر نگاهی هم بوده ظاهرا چندان ژرف نبوده چرا که عواقب آن نگاه مثبت نبوده است.

قطعا جامعه جهانی درصدد حیف و میل ساختن بودجه های خویش نیست اما هدف قرار گرفتن کلیدی ترین و امن ترین نقاط دنیا (برج های دوقلو ایالات متحده و ...) جهان را دچار شکی عجیب کرد و جهان بر آن شد تا با دژی عظیم در مقابل دایناسور افراطیت بجنگد و در چنین فضایی جنگی نگاهی عمیق و جامع شناختی انداختن مجال می خواهد و در الویت های بعدی است.

با این توضیحات این سوال در ذهن پیش می آید که راه مبارزه چیست؟

شاید برای مبارزه با چنین فساد ریشه ای حرکتی ریشه ای نیاز باشد که همانا چیزی نیست جزء رسیدن به این درک که این معضل پس از جنگ یگانه عامل تباهی کشورهای جهان به ویژه حکومت های در حال گذار چون افغانستان است. قطعا این مهم محقق نخواهد شد مگر با آگاهی دهی عمومی در سطوح مختلف خانواده و اجتماع و بکارگیری از رسانه ها در راستای این هدف و جذب توانایی های ملی و بین الملی برای نابودی فساد اداری چراکه این معضل همانطور که در بالا نیز اشاره شد یک پدیده چند عاملی (مولتی فکتورال) است. در غیر آن سرطان فساد اداری قلب جامعه (دمکراسی،برابری ،توسعه اقتصادی ،سیاسی ،فرهنگی و...)را از حرکت باز خواهد داشت و جهان نباید فراموش کند که افغانستان قلب آسیا ست و ایست قلبی این قاره برای همه قاره و حتی جهان خطرناک است چرا که در گذشتهنیز این کشور لانه ای در قلب آسیا برای افراطیت ،خشونت ، وحشت و بسیاری فاکتورهای غیر بشری بوده است. پس باید هر چه سریع تر برای ریشه کنی و یا درمان این غده سرطانی گامی عملی برداشت.


Published January 2017




   WRITE YOUR PERSPECTIVE     TRANSLATE THIS ARTICLE 



other perspectives on this topic